تبلیغات
تفریح , ترفند , دانلود - اولین انشاء من (طنز)
بازدید کننده گرامی ، به وبسایت ما خوش آمدید ، جهت ارتباط با ما با ایمیل رو به رو در ارتباط باشید...
 
Pouriya2013@gmail.com
کسب درآمد از اینترنت به شیوه های نوین
کسب در آمد قانونی از اینترنت با معرفی ترفند ها و انواع مشاغل اینترنتی با حقوق بالا برای اولین بار در ایران
  • درباره سایت
  • باسلام خدمت بازدیدکنندگان گرامی.

    به وبلاگ ما خوش آمدید
    در این وبلاگ برای تفریح و ترفند ساخته شده
    امید واریم لحضات خوبی در وبلاگ ما داشته باشید
    مدیر وبلاگ : پوریا د
  • موضوعات
  • مطالب آخیر
  • آرشیو مطالب
  • نویسندگان
  • نظرسنجی
  • ترفدار کدوم تیم هستین؟





  • پیوند دوستان
  • صفحات جانبی
  • آمار سایت
    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :
  • دیگر امکانات

  • SEO Reports for daneshmand2000.mihanblog.com






    Powered by WebGozar

  • اولین انشاء من (طنز)
  • اولین انشاء من (طنز)
    دوست دارید در آینده چه کاره شوید؟

       به نام خداوندی که قلم را آفرید تا انشاء بنویسیم و نمره بگیریم و معدلمان بالا برود و معلم هم شمع سوزان بشود برای بچه های تنبل و درس خوانی مثل ما که قدر نعمت شمع را در این زمانه پر برقی نمی دانیم. انشاءالله که چند وقتی در این برق ها برود بلکه بفهمیم یک من ماست چقدر کره داره و بتوانیم حسابش کنیم.
      انشای امروز من درباره این است که می خواهم در آینده چه کاره بشوم. من موضوعات انشای آقا معلم را دوست دارم و خیلی هم به آن ها فکر می کنم. اما این دفعه موضوع انشای ما داشت توی خونه دعوا راه می انداخت و خدا رحم کرد! البته واضح و مبرهن است که به خدا تقصیر ما نبود و در این قضیه ما کاره ای نبودیم.
      چون ما زیاد درباره آینده فکر و خیالات می کنیم و همیشه اعتقاد داریم که باید رضازاده باشیم یا رونالود، این انشاء خوراک خودمون بود. پس برای اولین بار خواستیم که خودمان و بدون کمک بزرگترهایمان انشاء بنویسیم و نشد!
    ما بی سر و صدا رفتیم اتاق و انشایمان را شروع نکرده داداش بزرگمان گفت:« اضغری !فردا انشا نداری؟»
    (می بینید آقا! حالا که ما کارشان نداریم، آن ها با ما کار دارند!) گفتیم که این دفعه می خواهیم خودمان انشا بنویسیم. گفت:« خب حالا موضوع انشایت چیست؟»
     گفتیم، خندید. بابایمان که هنوز از سفره عقب نشینی نکرده بود، آب را سر کشید و گفت: یک شغل نان آب دار ! می برمت پیش خودم، یک ساله میشی اصل اوستا قصاب!
    تا خواستیم که بگوییم ما به شغل دیگری علاقه داریم ، داداش بزرگمان گفت:« چی می گی پدر آمرزیده! الان نون تو مبایله.»
    ما گفتیم که فارسی را پاس بداریم و بگوییم تلفن همراه داداشمان دوباره خندیدو گفت:« که تلفن خودش خارجی است و ما ضایع شدیم!»
    خلاصه بابای ما با استفاده از حق حرمت پدری، مو سفید نکردنش تو آب آسیاب ، خشکو آیینه و چیز های دیگر، ثابت کرد که نان توی گوشی است که آدمی همیشه گوشت خوار بوده است و هیچ وقت موبایل خوار نبوده و این چیز ها! داداشمان هم با خندیدن، ضایع کردن و نشان دادن پول ثابت کرد که نان از موبایل در می آید. تا ما خواستیم که بگوییم می خواهیم چه کاره بشویم، ننه مان از گوشه آشپز خانه کفگیر به دست آمد بالای سرما و گفت:« ای جوان مرگ نشده! عاقت می کنم اگر درس نخونی و دکتر مهندس نشی.
    خاک تو سرت درس بخون تا دیگر ، تاکی بشویم ،بسابم، بپزم بریزم توی حلق تو که درس نخونی و بشی موبایل فروش و قصاب و...»
    - هیچ کاره!...
    این بابایمان گفت . ما خواستیم بگوییم که دوست داریم رضازاده بشویم،
     اما زود تر داداشمان گفت:« بد بخت برو دنبال موبایل، آینده دارد! تازه تازه بعد از چند سال الکی مهندس هم صدات می کنند، کی به کیه!»
    خواستیم سرمان را بیاندازیم پایین و دفتر انشایمان را برداریم و در برویم که بابایمان، یک اردنگی حواله مان کرد و گفت:« تو همان بهتر که هیچ کاره بشوی! وقتی من می گویم که قصاب بشوی خوب است، تو بگو چشم!»
    - دکتر نشوی شیرم را حلالت نمی کنم!
    - موبایل فروشی، بدبخت! خوش بخت می شوی!
    - ... نتیجه:
    از این انشا نتیجه می گیریم، آدم باید در باره آینده خود فکر نکند و بگذارد باد برای خودش بیاید و سیب برای خودش چرخ بزند و آب برای خودش بریزد توی آسیاب تا آن موقع هم خودش یه خاکی تو سرش بریزد.

    نوشته شده توسط دانشمند
    منبع: دانشمند (مجله رشد)
  • تاریخ : جمعه 1392/11/4 | 12:08 | توسط : پوریا د | نظرات
  • دوشنبه 1392/11/7 20:09
    خیلی جالب بود
    آقا پوریا بازم بذار از اینا
    قول می دی؟
  • پاسخ پوریا د : باشه پروین خانم - اگه بازم پیدا کردم می ذارم
  •  
    لبخندناراحتچشمک
    نیشخندبغلسوال
    قلبخجالتزبان
    ماچتعجبعصبانی
    عینکشیطانگریه
    خندهقهقههخداحافظ
    سبزقهرهورا
    دستگلتفکر
    نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.